کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۰۷ - آتش به جگر زان رخ افروخته دارم...

1

آتش به جگر زان رخ افروخته دارم

وین گریه تلخ از جگرسوخته دارم

2

گفتی تو چه اندوخته ای ز آتش دوری

این داغ که بر جان غم اندوخته دارم

3

انداخته ام صید مراد از نظر خویش

یعنی صفت باز نظر دوخته دارم

4

در دام غمت تازه فتادم نگهم دار

من عادت مرغان نو آموخته دارم

5

وحشی به دل این آتش سوزنده چو فانوس

از پرتو آن شمع بر افروخته دارم

متن شعر کپی شد.