غزل · وحشی
غزل ۳۰۹ - دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم...
1
دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
در گوشه باغی می نابی نکشیدیم
2
چون سبزه قدم بر لب جویی ننهادیم
چون لاله قدح بر لب آبی نکشیدیم
3
بر چهره کشیدیم نقاب کفن افسوس
کز چهره مقصود نقابی نکشیدیم
4
بسیار عذابی که کشیدیم ولیکن
دشوارتر از هجر عذابی نکشیدیم
5
وحشی به رخ ما در فیضی نگشودند
تا پای طلب از همه بابی نکشیدیم