کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۱۶ - ما اجنبی ز قاعده کار عالمیم...

1

ما اجنبی ز قاعده کار عالمیم

بیهوده گرد کوچه و بازار عالمیم

2

دیوانه طینتیم زر و سنگ ما یکیست

اینیم اگر عزیز و گر خوار عالمیم

3

با مرکز و محیط نداریم هیچ کار

هست اینقدر که در خم پرگار عالمیم

4

ما مردمان خانه بدوشیم و خش نشین

نی زان گروه خانه نگهدار عالمیم

5

حک کردنی چو نقطه سهویم بر ورق

ما خال عیب صفحه رخسار عالمیم

6

با سینه برهنه به شیران نهیم رو

انصاف نیست ورنه جگردار عالمیم

7

وحشی رسوم راحت و آزار با هم است

زین عادت بد است که آزار عالمیم

متن شعر کپی شد.