کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۲۰ - چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم...

1

چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم

رسد روزی که قدر من بداند حالیا رفتم

2

بر آن بودم که در راه وفایش عمرها باشم

چو می دیدم که ازحد می برد جور و جفا رفتم

3

دلم گر آید از کویش برون آگه کنید او را

که گر خواهد مرا من جانب شهر وفا رفتم

4

شدم سویش به تکلیف کسان اما پشیمانم

نمی بایست رفتن سوی او دیگر چرا رفتم

5

ز من عشقی بگو دیوانگان عشق را وحشی

که من زنجیر کردم پاره در دارالشفا رفتم

متن شعر کپی شد.