کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۲۳ - به استغنات میرم سرو استغنا بلند من...

1

به استغنات میرم سرو استغنا بلند من

که خوش راضیست از تو جان استغنا پسند من

2

سرت گردم به رقص آور دلم را گرم سویم بین

که نیک است از برای چشم بد دود سپند من

3

من این تار نگه را حلقه حلقه می کنم اما

شکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من

4

حلاوت بخشیی گاهی به شکر خنده میفرما

به زهر چشم خود مگذار کار زهر خند من

5

شکاری نیستم کارایش فتراک را شایم

به صید من چه سعی است اینکه دارد صید بند من

6

مرا بایست کشتن تا نه من رسوا شوم نی او

نصیحت نشنو من گوش اگر می کرد پند من

7

ز وحشی بر در او بدترم بلک از سگ کویم

ازین بدتر شوم اینست اگر بخت نژند من

متن شعر کپی شد.