غزل · وحشی
غزل ۳۲۵ - هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران...
1
هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
سبزه او هنوز به از گل باغ دیگران
2
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من
بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران
3
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم
با گل خود چه می کنم سبزه باغ دیگران
4
من که میسرم شود صافی جام او چرا
در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران
5
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را
فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران