کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۳۲ - شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان...

1

شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان

جان باختم در دوستی او دشمن جان همچنان

2

هر کس که آمد غیر ما در بزم وصلش یافت جا

ما بر سر راه فنا با خاک یکسان همچنان

3

عمریست کز پیش نظر بگذشت آن بیدادگر

ما بر سر آن رهگذر افتاده حیران همچنان

4

حالم مپرس ای همنشین بی طره آن نازنین

آشفته بودم پیش ازین هستم پریشان همچنان

5

وحشی بسی شب تا سحر بودم پریشان، دیده تر

باقی ست آن سوز جگر وان چشم گریان همچنان

متن شعر کپی شد.