کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۳۷ - ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن...

1

ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن

سعی دارد محنت هجران تو هم امداد کن

2

عیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیر

رحم گو بر جان محنت دیده فرهاد کن

3

ناقه لیلی به سرعت رفت و از آشفتگی

راه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کن

4

ای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستی

هیچ عیبی نیست ما را نیز گاهی یاد کن

5

غافلی وحشی ز ترک چشم تیر انداز او

تیر جست ای صید غافل چشم بر صیاد کن

متن شعر کپی شد.