کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۴۵ - ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن...

1

ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن

به تقصیر عنایت یک تبسم عذر خواهم کن

2

ره آوارگی در پیش و از پی دیده حسرت

وداعی نام نه این را و چشمی بر نگاهم کن

3

ز کوی او که کار پاسبان کعبه می کردم

خدایا بی ضرورت گر روم سنگ سیاهم کن

4

بخوان ای عشق افسونی و آن افسون بدم بر من

مرا بال و پری ده مرغ آن پرواز گاهم کن

5

به کنعانم مبر ای بخت من یوسف نمی خواهم

ببرآنجا که کوی اوست در زندان و چاهم کن

6

ز سد فرسنگ از پشت حریفان جسته پیکانم

مرو نزدیک او وحشی حذر از تیر آهم کن

متن شعر کپی شد.