کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۴۶ - ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن...

1

ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن

آنچه او در کار من کردست در کارش مکن

2

هندوی چشم تو شد می بین خریدارانه اش

اعتمادی لیک بر ترکان خونخوارش مکن

3

گر چه تو سلطان حسنی دارد او هم کشوری

شوکت حسنش مبر بی قدر و مقدارش مکن

4

انتقام از من کشد مپسند بر من این ستم

رخصت نظاره اش ده منع دیدارش مکن

5

جای دیگر دارد او شهباز اوج جان ماست

هم قفس با خیل مرغان گرفتارش مکن

6

این چه گستاخی ست وحشی تا چه باشد حکم ناز

التماس لطف با او کردن از یارش مکن

متن شعر کپی شد.