کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۵۰ - یک بار نباشد که نیازرده ام از تو...

1

یک بار نباشد که نیازرده ام از تو

در حیرتم از خود که چه خوش کرده ام از تو

2

خواهم که حریفی چو تو خوبت بچشاند

ته مانده این رطل که من خورده ام از تو

3

این میوه که آلوده به زهرم لب و دندان

نوباوه شاخی ست که پرورده ام از تو

4

سد پرده خون گشت بر عقده غم خشک

دل مرده تر از غنچه پژمرده ام از تو

5

چون وحشی اگر عمر بود بر تو فشاندم

جانی که به نزدیک لب آورده ام از تو

متن شعر کپی شد.