غزل · وحشی
غزل ۳۵۶ - سد خانه دین سوخت به هر رهگذر از تو...
1
سد خانه دین سوخت به هر رهگذر از تو
کافر نکند آنچه تو کردی ، حذر از تو
2
بی رحم کسی شرح جگر خوردن من پرس
پیکان جفا چند خورم بر جگر از تو
3
آنکس که برآورد مرا از چو تو نخلی
یارب نخورد در چمن عمر بر از تو
4
ای قاصد از آن همسفر غیر خبر چیست
مشتاب که معلوم کنم یک خبر از تو
5
وحشی چه دهی شرح به ما حرف غم خویش
ما نیز اسیریم به سد غم بتر از تو