کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۶۸ - ناوکت بر سینه این ناتوان آمد همه...

1

ناوکت بر سینه این ناتوان آمد همه

آفرین بادا که تیرت بر نشان آمد همه

2

شد نشان تیر بیداد تو جسم لاغرم

سد خدنگ انداختی، بر استخوان آمد همه

3

جان و دل کردم نشان پیش خدنگ غمزه ات

جست تیرت از دل زار و به جان آمد همه

4

جان من گویا نشان تیر بیداد تو بود

زانکه بر جان من بی خانمان آمد همه

5

بر تن خم گشته وحشی زخمها خوردم از او

تیر پرکش کرده زان ابرو کمان آمد همه

متن شعر کپی شد.