کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۷۱ - قلب سپه ماست به یک حمله شکسته...

1

قلب سپه ماست به یک حمله شکسته

با غمزه بگو تا نزند تیغ دو دسته

2

پیکان ز جگر جسته و زخمی شده جان هم

وین طرفه که تیرت ز کمانخانه نجسته

3

امید من از طایر وصل تو بریده ست

نتوان پر او بست به این تار گسسته

4

از دور من و دست و دعایی اگرم تو

بر خوان ثنائی در دریوزه نبسته

5

نگذاشت کسادی که غباری بنشانیم

زین جنس محبت که بر او گرد نشسته

6

هرگز نرهد آنکه تواش بند نهادی

میرد به قفس مرغ پر و بال شکسته

7

وحشی نتوان خرمن امید نهادن

زین تخم تمنا که تو کشتی و نرسته

متن شعر کپی شد.