غزل · وحشی
غزل ۳۷۶ - مردمی فرموده جا در چشم گریان کرده ای...
1
مردمی فرموده جا در چشم گریان کرده ای
شوره زار شور بختان را گلستان کرده ای
2
تو کجا وین دل که در هر گوشه ای جغد غمی ست
گنج را مانی که جا در کنج ویران کرده ای
3
کارها موقوف توفیق است ،مشکل این شدست
ورنه تو ای کعبه بر ما کار آسان کرده ای
4
منت کحل الجواهر می کشد چشمم زیاد
گر نمک آرد از آن راهی که جولان کرده ای
5
بوی جان می آید از تو خیر مقدم ای صبا
غالبا طوقی به گرد کوی جانان کرده ای
6
ای صبا پیراهن یوسف مگر همراه تست
از کدامین باغ این گل در گریبان کرده ای
7
مرحبا ای ترک صید انداز وحشی در کمند
جذب شوقم خوش کمند گردن جان کرده ای