غزل · وحشی
غزل ۳۸۰ - جایی روم که جنس وفا را خرد کسی...
1
جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
نام متاع من به زبان آورد کسی
2
یاری که دستگیری یاری کند کجاست
گر سینه ای خراشد و جیبی درد کسی
3
یاریست هر چه هست و ز یاری غرض وفاست
یاری که بیوفاست کجا می برد کسی
4
دهقان چه خوب گفت چو می کند خاربن
شاخی کش این بر است چرا پرورد کسی
5
وحشی برای صحبت یاران بی وفا
خاطر چرا حزین کند و غم خورد کسی