غزل · وحشی
غزل ۳۸۱ - چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی...
1
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
نه اگر برای لطفی به بهانه عتابی
2
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر
چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
3
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری
چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی
4
همه خرقه صلاحم شده خارخار و گل گل
ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی
5
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد
ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی