غزل · وحشی
غزل ۳۸۲ - چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی...
1
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
2
نی ناله ای نزدیک لب نی گریه ای در دل گره
یارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
3
گفتی به عشق دیگری آلوده ای تهمت مکن
حاشا معاذالله کجا عشق من و آلودگی
4
رفت آن سوار تندرو ماند این سگ دنباله دو
بشتاب ای پای طلب یارب مبادت سودگی