غزل · وحشی
غزل ۳۸۳ - گر طی کنم طریق ادب را چه می کنی...
1
گر طی کنم طریق ادب را چه می کنی
رانم دلیر رخش طلب را چه می کنی
2
گر من به دل فرو نخورم دشنه های ناز
آن غمزه حریص غضب را چه می کنی
3
گیرم ز ناز منع توان کرد حسن را
چشم نیازمند طلب را چه می کنی
4
با چشم شوخ نیز گرفتم بر آمدی
آن خنده نهانی لب را چه می کنی
5
ای بی سبب اسیر کش بیگناه سوز
پرسند اگر به حشر سبب را چه می کنی
6
عجز و نیاز روزم اگر بی اثر بود
تاثیر گریه دل شب را چه می کنی
7
وحشی گرفتم آنکه تو از ننگ مدعی
بستی زبان ز شعر لقب را چه می کنی