کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۸۶ - آتشی در جان ما افروختی...

1

آتشی در جان ما افروختی

رفتی و ما را ز حسرت سوختی

2

بی وداع دوستان کردی سفر

از که این راه و روش آموختی

3

گرنه از یاران بدی دیدی چرا

دیده از دیدار یاران دوختی

4

بی رخ او طرح صبر انداختی

ای دل این صبر از کجا آموختی

5

وحشی از جانت علم زد آتشی

خانمان عالمی را سوختی

متن شعر کپی شد.