کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۸۷ - من و از دور تماشای گلستان کسی...

1

من و از دور تماشای گلستان کسی

به نسیمی شده خرسند ز بستان کسی

2

در نظر نعمت دیدار و به حسرت نگران

دستها بسته و مهمان شده برخوان کسی

3

زیر بار سرم این دست بفرساید به

ز آنکه دستی ست که دور است ز دامان کسی

4

پادشاهان و نکویان دو گروه عجبند

که نبودند و نباشند به فرمان کسی

5

وحشی از هجر تو جان داد، تو باشی زنده

زندگی بخش کسی عمر کسی جان کسی

متن شعر کپی شد.