کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۹۰ - خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی...

1

خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی

رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی

2

کرشمه تو ز بس باشدش برای اجابت

دعای زیر لب اندر میان آه نهانی

3

تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفته

به جلوه بهر فریبم به جلوه گاه نهانی

4

چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه

عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی

5

به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیری

کش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی

6

به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازم

که کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی

7

ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن

که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی

متن شعر کپی شد.