کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۹۷ - ای مرغ سحر حسرت بستان که داری...

1

ای مرغ سحر حسرت بستان که داری

این ناله به اندازه حرمان که داری

2

ای خشک لب بادیه این سوز جگر تاب

در آرزوی چشمه حیوان که داری

3

ای پای طلب اینهمه خون بسته جراحت

از زخم مغیلان بیابان که داری

4

پژمرده شد ای زرد گیا برگ امیدت

امید نم از چشمه حیوان که داری

5

ای شعله افروخته این جان پر آتش

تیز از اثر جنبش دامان که داری

6

ما خود همه دانند که از تیر که نالیم

این ناله تو از تیزی مژگان که داری

7

وحشی سخنان تو عجب سینه گداز است

این گرمی طبع از تف پنهان که داری

متن شعر کپی شد.