کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۴۸ - چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت...

1

چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت

نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت

2

این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند

انگور نه از بهر نبید است به چرخشت

3

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

حیران شدو بگرفت به دندان سر انگشت

4

گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟

تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟»

5

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

متن شعر کپی شد.