کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۸۶ - ز بند آز بجز عاقلان نرسته ستند...

1

ز بند آز بجز عاقلان نرسته ستند

دگر به تیغ طمع حلق خویش خسته ستند

2

طمع ببر تو ز بیشی که جمله بی طمعان

ز دست بند ستمگاره دهر جسته ستند

3

گوزن و گور که استام زر نمی جویند

زقید و بند و غل و برنشست رسته ستند

4

و گر بر اسپ ستام است، لاجرم گردنش

چو بندگان ذلیل و حقیر بسته ستند

5

پراپرند زطمع بازو، جغدکان بی رنج

نشسته اند ازیشان طمع گسسته ستند

متن شعر کپی شد.