کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۱۱۰ - هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور...

1

هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور

تا نوفتد ستور تو ناگه به جر و لور

2

موری تو و فلک به مثل زنده پیل مست

دارد هگرز طاقت با پیل مست، مور؟

3

شور است آب او ننشاندت تشنگی

گر نیستی ستور مخور آب تلخ و شور

4

بیدار شو زخواب، سوی مردمی گرای

یکبارگی مخسپ همه عمر بر ستور

5

زنهار تا چنان نکنی کان سفیه گفت

«چون قیر به سیاه گلیمی که گشت بور»

6

لختی عنان مرکب بدخوت بازکش

تا دست ها فرو ننهد مرکبت به گور

7

گیتیت بر مثال یکی بدخو اژدهاست

پرهیزدار و با دم این اژدها مشور

8

شاهان دو صد هزار فرو خورد و خوار کرد

از تو فزون به ملک و به مال و به جاه و زور

9

از بی وفا وفا به غنیمت شمار ازانک

یک قطره آب نادره باشد زچشم کور

10

گر نیستت چو نوش خور و چون خزت گلیم

بنگر به یار خویش که او گرسنه است و عور

11

ای کرده خویشتن به جفا و ستم سمر

تا پوستین بودت یکی، بادبان سمور

12

وز بهر خز و بز و خورش های چرب و نرم

گاهی به بحر رومی و گاهی به کوه غور

13

هردو یکی شود چو زحلقت فرو گذشت

حلوا و نان خشک در آن تافته تنور

14

آن کس که داشت آنچه نداری تو او کجاست؟

کار چو تار او همه آشفته گشت و تور

15

پای تو مرکب است و کف دست مشربه است

گر نیست اسپ تازی و نه مشربه بلور

16

اکنون نگر به کار که کارت به دست توست

برگ سفر بساز و بکن کارها به هور

17

بار درخت دهر توی جهد کن مگر

بی مغز نوفتی ز درختت چو گوز غور

18

غره مشو بدانکه تو را طاهر است نام

طاهر نباشد آنکه پلید است و بی طهور

19

فعل نکو ز نسبت بهتر، کز این قبل

به شد ز سیمجور براهیم سیمجور

20

بنگر به چشم بسته به پل بر همی روی

بسیار بر مجه به مثال گوزن و گور

21

این کالبد خنور تو بوده است شست سال

بنمای تا چه حاصل کردی در این خنور

متن شعر کپی شد.