قصیده · ناصرخسرو
قصیده شماره ۱۱۲ - نگه کن زده صف دو انبوه لشکر...
1
نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
یکی را یکی ایستاده برابر
2
نه آن جای این را نه این جای آن را
بگردند هردو به هردو صف اندر
3
به دو سوی صف دو برادر مبارز
ابا هر یکی پنج فرزند در خور
4
رسولی شغب کو میان دو صف شان
دوان زین برادر سوی آن برادر
5
رسولی که پیغام او از پس او
همی ماند اندر میان دو لشکر
6
کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن
همه روی بر روی بنهند یکسر