قطعه · فرخی سیستانی
قطعه شماره ۳ - ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی...
1
ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی
در شرط ما نبود که با من تو این کنی
2
دل پیش من نهادی و بفریفتی مرا
آگه نبوده ام که همی دانه افکنی
3
پنداشتم همی که دل از دوستی دهی
بر تو گمان که برد که تو دشمن منی
4
دل دادن تو از پی آن بود تا مرا
اندر فریبی و دلم از جای برکنی
5
کشتی مرا به دوستی و کس نکشته بود
زین زارتر کسی را هرگز به دشمنی
6
بستی به مهر با دل من چند بار عهد
از تو نمی سزد که کنون عهد بشکنی
7
با تو رهیت را چو به دل ایمنی نبود
زین پس به جان چگونه بود بر تو ایمنی
8
خرمن ز مرغ گرسنه خالی کجا بود
ما مرغکان گرسنه ایم و تو خرمنی