غزل · خاقانی
غزل شماره ۲ - طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را...
1
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
خوی تو یاری گر است یار بدآموز را
2
دستخوش تو منم دست جفا برگشای
بر دل من برگمار تیر جگردوز را
3
از پی آن را که شب پرده راز من است
خواهم کز دود دل پرده کنم روز را
4
لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمان
راه برون بسته ام آه درون سوز را
5
دل چه شناسد که چیست قیمت سودای تو
قدر تو چه داند صدف در شب افروز را
6
گر اثر روی تو سوی گلستان رسد
باد صبا رد کند تحفه نوروز را
7
تا دل خاقانی است از تو همی نگذرد
بو که درآرد به مهر آن دل کین توز را