کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴ - رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا...

1

رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا

چشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا

2

جائی که هست فزون از کل کون و مکان

جائی که هست برون از وهم ما و شما

3

صحن سراچه او صحرای عشق شده

جان های خلق در او رسته به جای گیا

4

از اشک دلشدگان گوهر نثار زمین

وز آه سوختگان عنبر بخار هوا

5

دارندگان جمال از حسن او به حسد

بینندگان خیال از نور او به نوا

6

رفتم که حلقه زنم پنهان ز چشم رقیب

آمد رقیب و سبک در ره گرفت مرا

7

گفتا به حضرت ما گر حاجت است بگو

گفتم که هست بلی اما الیک فلا

8

هم خود ز روی کرم برداشت پرده و گفت

ای پاسبان تو برو، خاقانیا تو درا

متن شعر کپی شد.