غزل · خاقانی
غزل شماره ۷ - بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را...
1
بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را
2
به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد
گرهی ز زلف کم کن، کمری فرست ما را
3
به بهانه حدیثی بگشای لعل نوشین
به خراج هر دو عالم، گهری فرست ما را
4
به دو چشم تو که از جان اثری نماند با ما
ز نسیم جانفزایت، اثری فرست ما را
5
ز پی مصاف هجران که کمان کشید بر ما
ز وصال مردمی کن، حشری فرست ما را
6
مگذار کز جفایت دل گرم ما بسوزد
ز وفا مفرحی کن، قدری فرست ما را
7
به تو درگریخت خاقانی و دل فشاند بر تو
اگرش قبول کردی، خبری فرست ما را