کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹ - ای پار دوست بوده و امسال آشنا...

1

ای پار دوست بوده و امسال آشنا

وی از سزا بریده و بگزیده ناسزا

2

ای سفته در وصل تو الماس ناکسان

تا کی کنی قبول، خسان را چو کهربا

3

چند آوری چو شمس فلک هر شبانگهی

سر بر زمین خدمت یاران بیوفا

4

آن را که خصم ماست شدی یار و همنفس

با آنکه کم ز ماست شدی یار و آشنا

5

الحق سزا گزیدی و حقا که در خور است

پیش مسیح مائده و پیش خر گیا

6

بودیم گوهری به تو افتاده رایگان

نشناختی تو قیمت ما از سر جفا

7

بی دیده کی شناسد خورشید را هنر

یا کوزه گر چه داند یاقوت را بها

8

ما را قضای بد به هوای تو درفکند

آری که هم قضای بلا باد بر قضا

9

ای کاش آتشی ز کنار اندر آمدی

نه حسن تو گذاشتی و نه هوای ما

10

حکم قضای بود و گرنه چنین بدی

خاقانی از کجا و هوای تو از کجا

متن شعر کپی شد.