کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴ - گر مدعی نه ای غم جانان به جان طلب...

1

گر مدعی نه ای غم جانان به جان طلب

جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب

2

خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس

برگ هوا بساز و نثار از روان طلب

3

دی یاسجی ز ترکش جانانت گم شده است

دل و اشکاف و یاسح او در میان طلب

4

گر نیست گشتی از خود و با تو توئی نماند

از نیستی در آینه دل نشان طلب

5

تا از طلب به یافت رسی سالهاست راه

بس کن حدیث یافت طلب را به جان طلب

6

خاقانیا پیاده شو از جان که دل توراست

بر دل سوار گرد و فلک در عنان طلب

7

اقطاع این سوار ورای خرد شناس

میدان این براق برون از جهان طلب

متن شعر کپی شد.