غزل · خاقانی
غزل شماره ۱۶ - به یکی نامه خودم دریاب...
1
به یکی نامه خودم دریاب
به دو انگشت کاغذم دریاب
2
به فراقی که سوزدم کشتی
به پیامی که سازدم دریاب
3
درد من بر طبیب عرض مکن
تو مسیح منی خودم دریاب
4
کارم از دست شد ز دست فراق
دست در دامنت زدم دریاب
5
من از خیره کش فراق هنوز
دیت وصل نستدم دریاب
6
الله الله که از عذاب سفر
به علی الله درآمدم دریاب
7
دردمندم ز نقل خانه آب
به گلاب و طبرزدم دریاب
8
من که در یک دو نه سه چار یکی
بسته ششدر آمدم دریاب
9
من که خاقانیم به دست عنا
چون خیال مشعبدم دریاب