غزل · خاقانی
غزل شماره ۱۷ - ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب...
1
ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسب
2
به ریا خواب چو زاهد نبود بیداری
چند جامی بکش از باده گلفام بخسب
3
در هوای چمن ای مرغ گرفتار منال
شب دراز است دمی در قفس و دام بخسب
4
گر به خورشید رخی گرم شود آغوشی
تا دم صبح قیامت ز سر شام بخسب
5
بالش از خم کن و بستر بکن از لای شراب
بگذر از ننگ مبرا بشو از نام بخسب
6
همچو محمل برو آفات به غفلت بگذار
در جهان بی خبر از کفر وز اسلام بخسب
7
نغمه من بشنو باده بکش مست بشو
شب ماه است به جانان به لب بام بخسب