غزل · خاقانی
غزل شماره ۱۹ - کار عشق از وصل و هجران درگذشت...
1
کار عشق از وصل و هجران درگذشت
درد ما از دست درمان درگذشت
2
کار، صعب آمد به همت برفزود
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت
3
در زمانه کار کار عشق توست
از سر این کار نتوان درگذشت
4
کی رسم در تو که رخش وصل تو
از زمانه بیست میدان درگذشت
5
فتنه عشق تو پردازد جهان
خاصه می داند که سلطان درگذشت
6
جوی خون دامان خاقانی گرفت
دامنش چه، کز گریبان درگذشت