کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷ - در این عهد از وفا بوئی نمانده است...

1

در این عهد از وفا بوئی نمانده است

به عالم آشنارویی نمانده است

2

جهان دست جفا بگشاد آوخ

وفا را زور بازویی نمانده است

3

چه آتش سوخت بستان وفا را

که از خشک و ترش بویی نمانده است

4

فلک جائی به موی آویخت جانم

کز آنجا تا اجل مویی نمانده است

5

به که نالم که اندر نسل آدم

بدیدم آدمی خویی نمانده است

6

نظر بردار خاقانی ز دونان

جگر میخور که دلجویی نمانده است

متن شعر کپی شد.