کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴ - طره مفشان که غرامت بر ماست...

1

طره مفشان که غرامت بر ماست

طیره منشین که قیامت برخاست

2

غمزه بر کشتن من تیز مکن

کان نه غمزه است که شمشیر قضاست

3

بس که از خصم توام بیم سر است

بر سر این همه خشم تو چراست

4

گر عتابی ز سر ناز برفت

مرو از جای که صحبت برجاست

5

گفت بیهوده بر انگشت مپیچ

بر کسی کو به تو انگشت نماست

6

هیچ بد در تو نگفتم بالله

خود خیال تو بر این گفته گواست

7

این قدر گفتم کان روی چو گل

بسته دیده هر خس نه رواست

8

من همانم تو همان باش به مهر

که همه شهر حدیث تو و ماست

9

بنده خاقانی اگر کرد گناه

عذر آن کرده به جان خواهد خواست

متن شعر کپی شد.