کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - از حال خود شکسته دلان را خبر فرست...

1

از حال خود شکسته دلان را خبر فرست

تسکین جان سوختگان یک نظر فرست

2

جان در تب است از آن شکرستان لعل خویش

از بهر تب بریدن جان نیشکر فرست

3

گفتم به دل که تحفه آن بارگاه انس

گر زر خشک نیست سخن های تر فرست

4

بودم در این حدیث که آمد خیال تو

کای خواجه ما سخن نشناسیم زر فرست

5

الماس و زهر بر سر مژگان چو داشتی

این سوی دل روان کن و آن زی جگر فرست

6

سر خواستی ز من هم ازین پای باز گرد

شمشیر و طشت راست کن و سوی سر فرست

7

خاقانیا سپاه غم آمد دو منزلی

جان را دو اسبه خیز به خدمت به در فرست

متن شعر کپی شد.