غزل · خاقانی
غزل شماره ۵۰ - روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت...
1
روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت
2
شو بده انصاف خویش کز همه روحانیان
حجره روح القدس به ز تو مهمان نداشت
3
در همه روی زمین به ز تو دارنده ای
بزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت
4
خاک درت را فلک بوسه نیارست زد
ز آنکه دو عالم به نقد از پی تاوان نداشت
5
طیره از آنی که دل پای سریر تو را
هدیه بجز سر نیافت، تحفه بجز جان نداشت
6
آنچه ز سودای تو در دل خاقانی است
نیست به عالم سری کو پی تو آن نداشت