غزل · خاقانی
غزل شماره ۵۴ - شمع شب ها بجز خیال تو نیست...
1
شمع شب ها بجز خیال تو نیست
باغ جان ها بجز جمال تو نیست
2
رو که خورشید عشق را همه روز
طالعی به ز اتصال تو نیست
3
شو که سلطان فتنه را همه سال
سپهی به ز زلف و خال تو نیست
4
رخش شوخی مران که عالم را
طاقت ضربت دوال تو نیست
5
سغبه وعده محال توام
کیست کو سغبه محال تو نیست
6
همه روز ار ز روی تو دورست
همه شب خالی از خیال تو نیست
7
ز آرزوها که داشت خاقانی
هیچ و همی بجز وصال تو نیست