کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶ - ما به غم خو کرده ایم ای دوست ما را غم فرست...

1

ما به غم خو کرده ایم ای دوست ما را غم فرست

تحفه ای کز غم فرستی نزد ما هردم فرست

2

جامه هامان چاک ساز و خانه هامان پاک سوز

خلعه هامان درد بخش و تحفه هامان غم فرست

3

چون به یاد ما رسی دستی به گرد خود برآر

گر همه اشکی به دست آید تو را، آن هم فرست

4

خستگی سینه ما را خیالت مرهم است

ای به هجران خسته مارا، خسته را مرهم فرست

5

یوسف گم گشته ما زیر بند زلف توست

گه گهی ما را خبر زان زلف خم در خم فرست

6

زلف تو گر خاتم از دست سلیمان در ربود

آن بر او بگذار وز لعلت یکی خاتم فرست

7

رخت خاقانی در این عالم نمی گنجد ز غم

غمزه ای بر هم زن و او را بدان عالم فرست

متن شعر کپی شد.