کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸ - شوری ز دو عشق در سر ماست...

1

شوری ز دو عشق در سر ماست

میدان دل از دو لشکر آراست

2

از یک نظرم دو دلبر افتاد

وز یک جهتم دو قبه برخاست

3

خورشید پرست بودم اول

اکنون همه میل من به جوزاست

4

در مشرق و مغرب دل من

هم بدر و هم آفتاب پیداست

5

جانم ز دو حور در بهشت است

کارم ز دو ماه بر ثریاست

6

گر یافته ام دو در عجب نیست

زیرا که دو چشم من دو دریاست

7

بالله که خطاست هرچه گفتم

والله که هرآنچه رفت سوداست

8

خاقانی را چه روز عشق است

با این غم روزگار کور است

9

روزی دارد سیاه چونانک

دشمن به دعای نیم شب خواست

متن شعر کپی شد.