کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۹ - دل شد از دست و نه جای سخن است...

1

دل شد از دست و نه جای سخن است

وز توام جای تظلم زدن است

2

دل تو را خواه قولا واحدا

تا تو خواهیش دو قولی سخن است

3

آنچه در آینه بینم نه منم

پرتو توست که سایه فکن است

4

نظرت نیست به من زانکه مرا

تن نماند و نظر جان به تن است

5

باد سردم بکشد شمع فلک

شمع جان در تنه پیرهن است

6

هست دیگ هوست خام هنوز

خامی آن ز دم سرد من است

7

گل ز باغ رخت آن کس چیند

که چو گل زر ترش در دهن است

8

عالمی شیفته زلف تواند

زلف تو شیفته خویشتن است

9

کرده ام توبه ز می خوردن لیک

لب میگون تو توبه شکن است

10

نظر خاص تو خاقانی راست

گرت نظاره هزار انجمن است

متن شعر کپی شد.