کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳ - چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست...

1

چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست

چنان سخت کمان کوست ازو کام توان خاست

2

به وصل لب آن ماه به زر یافت توان راه

کز آن لب به یکی ماه یکی جام توان خواست

3

چو او تند کند خوی، مبر نام لب اوی

که حاجت ز چنان روی به هنگام توان خواست

4

به وصلش رسم این بار گر ایام شود یار

که یاری به چنین کار ز ایام توان خواست

5

دلی کافت جان جست دلارام چنان جست

نه زو صبر توان جست نه آرام توان خواست

6

مه خاقانی و مه کام که دارد طمع خام

کز آن فتنه ایام چه انعام توان خواست

متن شعر کپی شد.