غزل · خاقانی
غزل شماره ۷۶ - در عشق تو عافیت حرام است...
1
در عشق تو عافیت حرام است
آن را که نه عشق پخت خام است
2
کس را ز تو هیچ حاصلی نیست
جز نیستیی که بر دوام است
3
صد ساله ره است راه وصلت
با داعیه تو نیم گام است
4
شهری ز تو مست عشق و ما هم
این باد ندانم از چه جام است
5
ز آن نیمه که پاک بازی ماست
با درد تو داو ما تمام است
6
ز آنجا که جفای توست بر ما
دیدار تو تا ابد حرام است
7
هر دل ز تو با هزار داغ است
هر داغی را هزار نام است
8
خاقانی را ز دل خبر پرس
تا داغ به نام او کدام است