کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت...

1

چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت

چرا ندهم؟ دهم جان در وصالت

2

بپویم بو که در گنجم به کویت

بجویم بو که دریابم جمالت

3

کمالت عاجزم کرد و عجب نیست

که تو هم عاجزی اندر کمالت

4

شبم روشن شده است و من ز خوبی

ندانم بدر خوانم یا هلالت

5

مرا پرسی که دل داری؟ چه گویم

که بس مشکل فتاده است این سوالت

6

خیالت دوش حالم دید گفتا

که دور از حال من زار است حالت

7

ز خاقانی خیالی ماند و آن نیز

مماناد ار بماند بی خیالت

متن شعر کپی شد.