کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴ - بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت...

1

بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت

ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت

2

نه بس بود آنکه جزعش دل شکن بود

بشد یاقوت را پیمان شکن ساخت

3

دروغ است آن کجا گویند کز سنگ

فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت

4

دل یار است سنگین پس چه معنی

که عشق او عقیق از چشم من ساخت

5

من از دل آن زمانی دست شستم

که شد در زلف آن دلبر وطن ساخت

6

کنون اندوه دل هم دل خورد ز آنک

هلاک خویشتن از خویشتن ساخت

7

به کرم پیله می ماند دل من

که خود را هم به دست خود کفن ساخت

8

ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل

نه بس کورا به محنت ممتحن ساخت

متن شعر کپی شد.