کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸ - عقل در عشق تو سرگردان بماند...

1

عقل در عشق تو سرگردان بماند

چشم جان در روی تو حیران بماند

2

در ره سرگشتگی عشق تو

روز و شب چون چرخ سرگردان بماند

3

چون ندید اندر دو عالم محرمی

آفتاب روی تو پنهان بماند

4

هرکه چوگان سر زلف تو دید

همچو گویی در سر چوگان بماند

5

هر که سر گم کرد و دل در کار تو

چون سر زلف تو بی سامان بماند

6

هرکه یک دم آب دندان تو دید

تا ابد انگشت بر دندان بماند

7

هرکه جست آب حیات از لعل تو

جاودان در ظلمت هجران بماند

8

گر کسی را وصل دادی بی طلب

دیدم آن در درد بی درمان بماند

9

ور کسی را با تو یکدم دست بود

عمرها در هر دو عالم زان بماند

10

حاصل خاقانی از سودای تو

چشم گریان و دل بریان بماند

متن شعر کپی شد.