کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۳ - تب دوشین در آن بت چون اثر کرد...

1

تب دوشین در آن بت چون اثر کرد

مرا فرمود و هم در شب خبر کرد

2

برفتم دست و لب خایان که یارب

چه تب بود اینکه در جانان اثر کرد

3

بدیدم زرد رویش گرم و لرزان

چو خورشیدی که زی مغرب سفر کرد

4

بفرمودم که حاضر گشت فصاد

برای فصد، قصد نیشتر کرد

5

بهر نیشی که بر قیفال او زد

مرا صد نیش هندی در جگر کرد

6

مرا خون از رگ جان ریخت لیکن

ورا خون از رگ و بازو بدر کرد

7

به نوک غمزه هر خون کو ز من ریخت

ز راه دستش اندر طشت زر کرد

8

تو گفتی روی خاقانی است آن طشت

که خون دیده بر وی رهگذر کرد

متن شعر کپی شد.